تبلیغات
ژنرال زاهدان - اعتدالیون در میان غوغائیان
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : ژنرال
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ژنرال زاهدان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : ژنرال
قسمت سوم از مقاله غوغا و غوغائیان به قلم محمدتقی رخشانی در ادامه می‌آید. در این مقاله به نکات ظریف و خوبی اشاره شده که بدون شرح توصیه می‌کنم حتماً آن را بخوانید؛ هم دوستان بلوچ و هم دوستان سیستانی:

"در بخش پایانی این نوشتار جایگاه و نقش گروه ها و افراد معتدل را در میان غوغائیان استان بررسی می کنیم. در شرایطی که دو گروه افراط و تفریطی در دو سر گروه های قومی و مذهبی فضای استان را آلوده و ناامن کرده و زندگی مردم را با تشویش و نگرانی توأم ساخته اند اکثریتی از افراد عادی و نخبگان و گروه های مرجع هستند که دل در گروی هیچ یک از این دو گروه تندرو و افراطی ندارند و نهایت آرمان آنها زندگی مسالمت آمیز و توأم با محبت و مدارا در کنار یکدیگر است.

این گروه ها بر خلاف افراطیون روزهای پرخاطره ی گذشته را در ذهن دارند و نگاه آنان به موقعیت خودشان مبتنی بر واقعیات است. آنان فلسفه و مبنای تفاوت ها را می دانند. مثلاً آنان می دانند که اگر سیستانی ها تحصیل کرده ی بیشتری دارند و تعداد تحصیل کردگان بلوچ کمتر است این به معنای آن نیست که سیستانی ها حق بلوچ ها را خورده اند بلکه آنان به درستی می دانند که این مسئله به شرایط زندگی در دو منطقه ی سیستان و بلوچستان بستگی دارد. مردم منطقه ی سیستان یکجانشین و کشاورز بوده اند و لذا درس و تحصیل برای آنان ارزش بوده بر همین اساس حاضر بوده اند مرغ و خروس و گوسفند خود را بفروشند و خرج تحصیل فرزندشان بکنند در حالیکه زندگی در بلوچستان مبتنی بر زندگی قبیله ای و کوچ نشینی بوده و در میان بلوچ ها روحیه ی دلاوری و جنگجویی دارای اهمیت بوده، درس و تحصیل، چندان جایگاهی نداشته است کارشناسان و حتی مردم عادی بلوچ می دانند که چند نسل از سیستانی ها جوانی خود را وقف خدمت در بلوچستان و آموزش کودکان بلوچ اعم از دختر و پسر کرده اند این تکاپوها عاشقانه و از سر صدق بوده و پاسخ قوم بلوچ هم محبت آمیز و توأم با مهمان نوازی بوده است. اکنون دوستی های فراوانی میان بلوچ ها و سیستانی وجود دارد که محصول همان دوره ی حضور در روستاهای دورافتاده ی بلوچستان است. دوستی هایی که در پشت وانت ها و یا پشت موتورایژ نشستن و کوره راه ها و رودخانه ها را درنوردیدند به آن عمق و استحکام و صفا و صمیمیت بخشیده است.

روستاهای بلوچستان و بزرگان و ریش سفیدان بلوچ گواه صادق این ادعا هستند که دختران سیستانی که در کسوت معلمی به روستاهای دورافتاده ی بلوچستان رفتند تا پاسی از شب در خانه ی کدخدا و با حضور بزرگان نشستند و گاه اشک ریختند تا رضایت یک خانواده را برای حضور دخترشان در کلاس درس بگیرند.

تا همین چند سال پیش بود که به علت نبودن دختر دیپلم در بلوچستان سهمیه ی تربیت معلم دختران پر نمی شد اما امروز خوشبختانه در دورافتاده ترین مناطق دختران با تحصیلات دانشگاهی کارشناسی و کارشناسی ارشد داریم. شرایط جدید هرگز موجب نمی شود که پیوندهای دوجانبه ی گذشته فراموش شود. دختران و پسران سیستانی به خاطر دارند که در دورترین روستاهای بلوچستان چگونه با آغوش باز پذیرفته می شوند و چون عزیزِ مردم در همه ی خانه ها جا داشتند. در بخش های دیگر ادارات هم نشانه هایی چون آموزش و پرورش بوده و هست.

بلوچ ها و سیستانی ها همواره شادمانی ها، نگرانی ها و اندوهشان را با هم تقسیم می کرده اند. پس از پیروزی انقلاب تحولی ظریف در موقعیت دو قومیت سیستانی و بلوچ پیش آمد. سیستانی ها که شیعه مذهب بودند در جرگه ی اکثریت شیعه ی کشور درآمدند و بلوچ ها که سنی بودند در جرگه ی اقلیت سنی تعریف شدند و به اقتضای این تعاریف نسبت سیستانی ها با انقلاب و نظام بیشتر شد و چه بسا که بلوچ ها متوقع بودند سیستانی ها به تبع موقعیتی که دارند در کنار آنها باشند و از برخی مطالبات آنها پشتیبانی کنند حال آنکه سیستانی ها که خود را در جایگاه نظام قرار داده بودند گاه از همین جایگاه به پاسخگویی و مقابله هم برخاستند اگر چه این فرآیند هرگز به صورت صددرصد نبود و گروه های مختلف سیستانی اعم از روحانیون و دانشگاهیان و فرهنگیان در کنار برادران و خواهران بلوچ اهل سنت خود ماندند اما آن گلایه موضوعیت خود را دارد.

از این سو سیستانی ها این گلایه را داشته اند که در وقایع خشونت آمیز ترور و انفجار و انتحار که عموماً سیستانی ها هدف بوده اند از گروه های مرجع و مردم عادی بلوچ توقع حضور پررنگ تر و ابراز همدردی بیشتر داشته اند.

هر دو گروه از یکدیگر گلایه دارند که در انتخاب مدیران استان از گروه دیگر حمایت نکرده اند و حتی مانع هم ایجاد نموده اند به ویژه این گلایه در خصوص نهادهای نظامی و امنیتی و شورای تأمین بیشتر است حال آنکه هر دو گروه باید توجه داشته باشند که از اول انقلاب تا زمان استانداری دکتر دهمرده هیچ فرد سیستانی و بلوچی در شورای تأمین استان عضویت نداشته و همواره اعضای شورای تأمین استان از افراد غیربومی استان بوده اند و یا در رد صلاحیت های گسترده برای انتخابات مجلس و شوراها جناح اصولگرا عدالت را رعایت کرده و اصلاح طلبان هر دو گروه را یکجا رد صلاحیت نموده اند تا جایی برای گلایه نباشد اما وقتی پای قومیت پیش می آید تفکیک سیستانی اصلاح طلب از سیستانی اصول گرا ظاهراً سخت می شود در هر صورت اکنون استان شرایط ویژه ای را می گذراند و مسئولیت و رسالت اکثریت سیستانی ها و بلوچ ها بسیار سنگین است آنان که با افراط و تفریط میانه ای ندارند نباید صحنه را خالی کنند و به غوغائیان دو طرف میدان جولان بدهند. آنان باید در همه ی صحنه ها حاضر باشند و دست دوستی و محبت خود را چنان درهم گره بزنند که به وسواس خناس از هم نگسلد. راه سخت و بسیار حساس و ظریف است اما صداقت، درایت و محبت مردم این سامان آن را شدنی می کند. انشاءا..."





نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.