تبلیغات
ژنرال زاهدان - من سیستانم پاسدار سربلند و کهنسال فره و فرهنگ ایران زمین
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : ژنرال
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ژنرال زاهدان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سیستو نوشت:

خیلی روزها پیش‌تر وارد خانه شدم، گمانم شبکه استان بود و میهمانی داشت، مجری از او پرسید شما چند سالتونه؟ یک کمی ایستاد و گفت که من سن زیادی دارم  من دیرسال و دیرزاد سن سرزمینم، من هم پای زنان و مردان شهر سوخته در آبادانی این شهر همراه بودم،من درآن بامداد سرنوشت در کوه خواجه ایستاده بودم که زرتشت با خداوند به گفتگو پرداخت، من بودم که لقب یاریگر را از کوروش هخامنشی برای مردم شهر دهانه غلامان گرفتم، من درگردهم‌آیی تاج‌گزاری سورن شاه سکستان بر سر شاهنشاه ایران تماشاگر بودم و به راهنمایی من بود که سردار سورن با ده هزار سپاه برلشکر انبوه کراسوس چیره شد، به رای من بود که ولیعهد ساسانی برای تربیت به سیستان فرستاده شد، من بودم که آمدن پیامبر خاتم را یادآور شدم و سیستان را به صلح به سپاه اسلام بدادند، شهریار ایران زمین یعقوب دلاور با رای من زبان پارسی را رسمی کرد و برای تحقیر خلیفه جور به بغداد لشکر کشید.... 

علی‌رضا خسروی از مدیران با تجربه، متعهد، دلسوز و متخصص میراث فرهنگی

من با رستم جهان پهلوان ایران زمین در همه میادین رزم همراه بوده‌ام و در آخرین نفس که در چاه خیانت افتاده بود با نگاهی ژرف بازوبند پهلوانیش را به من سپرد و من بودم که این نشان غیرت و میهن‌خواهی را از بازوی دلاوری به بازوی قهرمانی دیگر جابجا کردم تا در آخرین میدان آزادگی و دین‌مداری به بازوی شهید میرحسینی بستم در همان میدانی که فرزندان رستم و یعقوب، فرزندان اسطوره و ایثار آخرین نقش را برای آیندگان اجرا می‌کردند و من آنجا بودم که شهید عالی جانش را، شهید زنده ضابطی ایستادگی‌اش را ،شهید زنده شهرکی بینایی‌اش را و میرحسینی تمام باور و ایمانش را به مردم سرزمین‌شان بخشیدند تا این سرزمین سربلند سرافراز نظاره‌گر افق‌های روشن بیداری باقی بماند، من آنجا بودم.... راستش از این همه من من حس خوبی نگرفتم و برگشتم که ناگهان فرو ریختم آن‌هنگام که گفت من سیستانم پاسدار سربلند و کهنسال فره و فرهنگ ایران زمین، من سیستان سرافراز و پر از غرور اسطوره‌ام... میهمان همین خسروی خودمان بود که هر جا که حرف از سیستان و ایران می‌شود یکپارچه شور و احساس...





نوع مطلب : رسانه‌های دیگر، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.