تبلیغات
ژنرال زاهدان
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : ژنرال
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ژنرال زاهدان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شهریار زاهدان نوشت:
مردم بلوچستان به مراسم عزاداری برای امام حسین علیه السلام زُمزاری ودراصطلاح محلی حسن وحسین خوانی می گویند، این مراسم درمحرم و در دهه اول آن درتمام آبادی های بلوچستان توسط اهالی برگزارمیشده است وبه نمایندگی  ملاهای محل، زنان ودختران نقش محوری داشته اند.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال
دلم برای سال‌های نه چندان دور تنگ شده است. دلتنگ روزهای عاشورای خیابان شهید بهشتی زاهدان هستم؛ آن زمان که برادران سنی بلوچ در کنار دسته‌های عزای امام حسین (ع) می‌ایستادند و در سوگ سیدالشهداء اشک می‌ریختند و آرام بر سینه می‌زدند...
خدایا! بانی و بانیان این اختلافات را به لعنت ابدی گرفتار کن.
حالا دیگر به زور فضای رعب و تهدید نمی‌خواهند بچه شیعه‌ها هم عزاداری کنند...




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال
حسین بن علی در خون شنا کرد

مرا با این حقیقت آشنا کرد

ولایت بی بلا معنا ندارد

نجف بی کربلا، معنا ندارد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کلیپ زیبای «ماه نیزه‌ها» با صدای عبدالرضا هلالی و حامد زمانی

[http://www.aparat.com/v/4mErJ]





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال
این روزها و پس از شهادت تعداد زیادی از هم‌وطنان شیعه و سنی طرفدار نظام، مولوی عبدالحمید و جریانات تابع و متبوعش برای امنیت ملی و منافع نظام جمهوری اسلامی بسیار دلسوز شده‌اند و مدام مردم را به عدم بزرگنمایی ناامنی‌ها، عدم مخالفت با سخن بزرگان نظام، عدم ترجیح منافع شخصی و حزبی بر منافع ملی، عدم اجازه به دشمن برای سوء استفاده از گفتار و رفتار و .... دعوت می‌کنند. (نمونه‌اش خطبه‌های دیروز مسجد مکی).
جالب اینجاست که همین چندی پیش در واکنش به چند تغییر
جزئی در مدیریت‌های شهرستان کنارک، نماینده ایرانشهر که مورد حمایت شخص مولوی عبدالحمید است، جنجال رسانه‌ای گسترده‌ای به راه انداخت، اما هیچ کس از او نپرسید که مگر ملاک مدیریت، غیر از لیاقت است؟‌ این اتفاق مگر در حوزه انتخاباتی جنابعالی افتاده است؟ مگر در مدیریت‌ها نباید اصل بر گردش نخبگان باشد؟ چطور جنابعالی در هنگام استخدام، بومی چابهار حساب می‌شدی اما دیگران از سایر شهرها غیربومی حساب می‌شوند؟
هیچ کس به وی یادآور نشد که این حرف‌ها بوی قوم‌گرایی افراطی می‌دهد، منافع ملی و مفهوم ایرانیت را زیرسوال می‌برد، خوراک خبری برای رسانه‌های معاند تهیه می‌کند و ...
هنوز بلوای رسانه‌ای در خصوص خلاصه کردن نام استان در چند فیش کمیته امداد به فراموشی سپرده نشده است که نماینده محترم خاش از رییس‌جمهور خواست تا برای جلوگیری از "بروز ناملایمات آتی" با خاطیان برخورد کند! دیگران هم گفتند که اینها مقدمه حذف نام بلوچستان است و مدام بر تنور تحریک افکار عمومی دمیدند.
چرا آن زمان هیچ دلسوزی پیدا نشد که از سر شفقت، این افراد را توصیه کند؟! چرا هیچ کس نگفت این حرف‌ها باعث تحریک عده‌ای جاهل می‌شود و چه بسا که خون بی‌گناهانی به واسطه این تحریکات ریخته شود؟!
یک سوال هم باید بپرسیم و آن اینکه اگر غیر از باشنده که یک روشنفکر بلوچ و مخالف جریانات مرتجع بود، کس دیگری ترور می‌شد آیا باز هم همین سکوت معنادار اتفاق می‌افتاد؟!
حرف برای گفتن بسیار است اما چون گوش شنوایی نیست به همین مقدار بسنده می‌کنیم.




نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال
قرار است تا نشست هماهنگی استانداران منطقه 5 فردا در چابهار برگزار شود. بدین منظور علی اوسط هاشمی از دیروز به چابهار سفر کرده است.
منطقه 5 شامل استان‌های سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد، خراسان شمالی، خراسان رضوی و خراسان جنوبی می‌باشد.





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال
سایت وابسته به افراطیون اصلاح‌طلب در گزارشی جالب مدعی شد که علی‌رغم دعوت گسترده برای اجتماع علیه استاندار، فقط 25 نفر نوجوان آمدند!


این سایت که در دوره جدید فعالیت خود اخبار و عکس‌های اختصاصی از استاندار و استانداری منتشر می‌کند (که البته دلیل آن بر ما روشن است) بدون اشاره به تلاش‌های شبانه‌روزی مجموعه استانداری و دستگاه‌های دیگر برای لغو این تجمع که تا نیمه‌های شب قبل نیز ادامه داشته است، تیتر زد:‌ کوه موش زایید!
البته این نوع انعکاس قابل پیش‌بینی بود.
جالب است بدانید تیتر انتخابی این سایت درست تیتر چند روز قبل روزنامه کیهان در ماجرای بورسیه‌ها است.


لازم به ذکر است دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه تا پاسی از بامداد، واسطه‌های متعدد ضمن تماس با گروه‌های مختلف مردم، با توجیهات متنوع و وعده‌ی پیگیری خواسته‌های آنان و بردن استاندار به جمع نمایندگان آنها پس از ایام تاسوعا و عاشورا در هر مسجدی که مردم بخواهند، موفق شدند معترضین را از تصمیم‌شان منصرف کنند. متعاقب آن نیز پیام لغو تجمع به صورت گسترده توزیع شد.

خبر تکمیلی: سایت فوق خبر مزبور را حذف کرد.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال

نگارنده سطور یقیناً به اندازه شما از تئوری‌های و نظریات پیچیده امنیتی و سیاسی آگاه نیست اما برخی از اولیات آن را می‌فهمد.

رفلکس زانو یکی از مجموعه رفلکس‌هایی است که در صورت صحت سیستم عصبی بدن بروز می‌کند؛ ضربه ناگهانی به تاندون کشکک، باعث می‌شود عضله چهار سر ران بدون اراده شخص به ناگهان منقبض شده و زانو صاف و مستقیم گردد. اگر این‌گونه نشود مطمئناً یک جای سیستم عصبی ایراد دارد.


عدم موقعیت مناسب پزشک در هنگام رفلکس زانو patellar reflex

مدتی است که یک آدم‌کشی سیستماتیک در جنوب‌شرق به راه افتاده است که عمدتاً از یک قوم و مذهب خاص هدف قرار می‌گیرند و حذف فیزیکی می‌شوند. این انتظار که هیچ واکنشی در سطح جامعه شکل نگیرد، نه تنها انتظاری نابجا بلکه غیرعقلانی است. اصولاً عدم واکنش به چنین جنایاتی نشان از مریضی آن اجتماع دارد.

اگر سیاسیون به مردمی که به جنایات اخیر معترض هستند بگویند اینها به دنبال طرح مباحث قومی- مذهبی هستند، خیلی نمی‌شود به آنها خرده گرفت چون از یک سو به اعتقاد بسیاری، عملکرد آنها در بروز شرایط فعلی بی‌تأثیر نبوده است و از سوی دیگر معمولاً سیاسیون، فقط امروز را می‌بینند.  اما از دستگاه‌های امنیتی انتظار است تا با دردهای اجتماع ریشه‌ای برخورد کنند. "درد" در مفاهیم پزشکی از تظاهرات مهم بالینی برای تشخیص امراض به شمار می‌رود. اگر صرفاً با مُسَکن بخواهیم درد را التیام ببخشیم، زمانی به ریشه‌ی مرض پی خواهیم برد که بخشی از بدن از کار افتاده باشد.

 خیلی راحت می‌شود با عناوین "تندروهای قومی که به دنبال منافع شخصی یا قومی هستند" دهان معترضین امروز جلوی استانداری را بست و آنها را منزوی کرد اما باید بدانیم اعتراض‌های این چند روز اخیر، واکنش‌هایی طبیعی در برابر جنایت‌هایی بوده که طی ماه‌های گذشته و حتی سنوات قبل اتفاق افتاده است و برخی از مسئولین از یک تسلیت خشک و خالی هم دریغ کرده‌اند .

یک کودک لال را در نظر بگیرید که می‌خواهد دردش را بگوید، جز با حرکات فیزیکی و درآوردن صداهای نامفهوم چه کار می‌تواند بکند؟ صدایش که به جایی نمی‌رسد. آیا می‌توان گفت که او دیوانه است؟ آیا می‌شود گفت او نمی‌فهمد؟

 قیچی حذف، دو تیغه دارد، حذف فیزیکی و حذف اجتماعی؛ و متأسفانه امروز بخش بزرگی از جامعه احساس می‌کند که خواسته یا ناخواسته در میان این قیچی گرفتار شده، اگر هیچ واکنشی نشان ندهد یعنی مرده است.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آرسین (به انگلیسی: Arsine) با فرمول شیمیایی AsH3 یک ترکیب شیمیایی است. جرم مولی آن 77.9454 g/mol می‌باشد. شکل ظاهری این ترکیب، گاز بی‌رنگ است.


صبح امروز بالاخره معاون وزیر بهداشت گازی که باعث مسمومیت گسترده در زاهدان شد را معرفی کرد؛ گاز آرسین.
یکی از خطرناک‌ترین ترکیبات آرسنیک که اثرات حاد و کشنده دارد، آرسین است که از ترکیب آرسنیک و هیدروژن حاصل می‌شود. تعداد زیادی از فلزات، مانند روی و آهن مقداری ناخالصی ارسنیک دارند و اگر این فلزات به‌صورت پودر با اسید کلریدریک مجاور شوند، گاز آرسین ایجاد خواهد شد. (البته در ماجرای زاهدان آرسنیک موجود در بشکه‌ها با هیدروژن آب واکنش داده و آرسین تولید کرده است). آرسین، بویی مثل بوی سیر دارد. عوارض مسمومیت با این گاز معمولا چند ساعت بعد از تماس با آن خود را نشان خواهند داد؛ شخص دچار ناراحتی عمومی، ضعف و سپس دردهای شدید معده می‌شود. این‌گونه عوارض اگر همراه با ادرار تیره رنگ و خونی باشد، نشان‌دهنده این است که سم به محض ورود به ریه، وارد جریان خون و با گلبول‌های قرمز ترکیب شده و شخص را به یرقان مبتلا کرده است. در موارد حاد و شدید هم ممکن است باعث توقف سیستم تنفس فرد و خفگی او شود.
اما آرسنیک چیست؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


  • این موضوع بعد از پرداختن بی بی سی به ماجرا، در رسانه ملی مطرح شد. پس نتیجه می‌گیریم که اولویت‌های ما رو بی بی سی تعیین میکنه.
  • تنها مقام کشوری که راجع به این حادثه وحشتناک اظهارنظر کرد، معاون وزیر بهداشت بود. اما در ماجرای اصفهان سران سه قوه بارها و بارها اعلام موضع کردند.
  • ابتدا اعلام شد که شستشوی بشکه‌های سموم گیاهی، باعث انتشار سم در هوا شده است اما دیشب معاون وزیر بهداشت طوری وانمود کرد که انگار شستشوی بشکه‌های گازوییل موجب این حادثه شده است و چون این استان معروف است به قاچاق سوخت به خارج از کشور، پس کسی رو مقصر ندونید، تقصیر خودتونه.
  • نوع گاز خطرناکی که در هوا متصاعد شده رو هم هیچ کس اعلام نکرد.
  • رسانه‌ها با استناد به صحبت‌های رییس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، موضوع را در حد متصاعد شدن بوی آزار دهنده نفت و گازوییل تقلیل دادند و توضیح ندادند که چطور می‌شود این "بوی آزاردهنده" موجب مسمومیت شود.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شهریار زاهدان نوشت:

"كوچكترین و پیش پا افتاده‌ترین اتفاقات روستاها و شهرستان‌های مركزی كشور مثل اصفهان، یزد، مشهد، تبریز، كرمان و..... در سریع‌ترین زمان ممكن به اطلاع مسئولین می‌رسد و سیل كمك‌ها و توجهات به آن سمت جلب می‌گردد ولی مرگبارترین وقایع و حوادث ضدامنیتی در استان محروم سیستان و بلوچستان مثل شهادت پی درپی معلمین و مامورین بومی استان بدست تكفیری‌های جیش العدل و یا كشته ومجروح شدن صدهانفر انسان درجاده‌های كم عرض و پر دست انداز و سنگین از ترافیك، مخصوصاً درجاده ی هزاركیلومتری ترانزیت چابهار- افغانستان و مسمومیت ده ها نفر محصل و جوان زاهدانی اتفاق می افتد، متاسفانه كك هیچكس حتی مسئولین عزیز استانی نیز نمی گزد.

یادمه در جریان انتخابات سال 1363 كه بر اثر دخالت های ناروای بعضی بزرگان اوضاع عمومی شهرزاهدان متشنج و بر اثر تیراندازی مامورین گروهی از مردم در مقابل حسینیه سیستان كشته شدند، بدستور مسئولین وقت سیاسی به مدت یك هفته مجموعه ی استان بایكوت خبری گردید و هیچ یك از رسانه ها اعم از صدا و سیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا حق انعكاس خبر را نداشتند، به همین دلیل بسیاری از مقامات كشوری بویژه حضرت امام(ره) و ریاست محترم جمهوری كه در آنزمان مقام معظم رهبری بودند از چند و چون حادثه خونین حسینیه سیستانیها مطلع نشدند.

متاسفانه دراین دولت نیز مواضع مشابه سی سال قبل در قبال مردم سیستان و بلوچستان توسط مسئولین دولتی و حتی صدا و سیما اتخاذ گردیده است زیرا مدت سه روز است كه از پخش گاز خطرناك آر.... درفضای یك محله 50 هزارنفری می گذرد و ده ها نفر از این بابت دچار مسمومیت شدید و بیهوشی شده اند كه حتی مدارس و واحدهای اداری آن محله تعطیل گردیده متاسفانه این حادثه با این عظمت باتدبیر مسئولین تیزهوش ما بایكوت شده است چون مردم سیستان و بلوچستان شهروندان درجه دو بحساب می آیند.

درتهران كه برای یك اسیدپاشی روی یكنفر كلیه ی جناحها وگروه های سیاسی بویژه مقامات عالی رتبه كشوری و لشكری زمین و زمان را بهم دوختند در برابر حادثه ی مسمومیت مردم شهر زاهدان انگار نه انگار كه این مردم جزئی از كشور جمهوری اسلامی بحساب می آیند!! مسئولین استانی ما هم كه قافیه رو باختند.

در آن حادثه حسینیه سیستانی هادر سال 1363 كه قلب و روح مردم بخاطر كشته شدن افراد بیگناه جریحه‌دار و مرتباً شكایاتی را به سمت بیت حضرت امام(ره) و دفتر ریاست جمهوری روانه می كردند عده ای از هم استانی های اصالتاً غیربومی ما میگفتند شما بیخود خودتان را زحمت میدهید و شكایت می نویسید چون شما شهروند درجه 2 هستید!! اون موقع باورم نمی شد چون صدها رزمنده در جبهه داشتیم و صدها شهید در راه انقلاب داده بودیم، چگونه میشد اینگونه بامارفتارشود!!! ولی حالا كاملا مطمئنم."




نوع مطلب : رسانه‌های دیگر، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال
عکس‌های زیر مربوط به دوران جوانی فرمانده نیروهای قدس سپاه حاج قاسم سلیمانی به همراه جانشین لشگر 41 ثارا... شهید حاج قاسم میرحسینی سرداری از دیار سیستان است.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سایت ندای زاهدان در خبری، مدعی شده است که سه تن از نمایندگان استان طی نامه‌ای خطاب به هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان مجلس از سیدباقر حسینی شکایت کرده‌اند.

این در حالی است که هنوز سخنرانی سعید اربابی در معارفه فرماندار مهرستان و همچنین سخنرانی حمید پشنگ در معارفه فرماندار میرجاوه از خاطر افکار عمومی پاک نشده است. آن سخنان تحریک‌آمیز طوری بود که حتی واکنش استاندار را در پی داشت.

هنوز به قول اربابی "بیانیه‌بازی"، "سیاهکاری"، جریان‌سازی و تحریک افکار عمومی بر سر ماجرای حذف نام بلوچستان در چند مکاتبه اداری کهنه نشده است، خصوصاً جایی که یکی از این سه نماینده محترم خبر از "بروز ناملایمات آتی" داده بود!

مراکز امنیتی و افکارسنجی می‌توانند حتی میزان اثر غیرمستقیم آن سخنان تحریک‌آمیز را بر عوامل مجری حوادث ضدامنیتی بعدی به عنوان یک پروژه تحقیقاتی، مورد مطالعه قرار دهند.

از این رو می‌توان نامه‌ی اخیر این بزرگواران را نوعی فرار به جلو محسوب کرد.

یکی از نکات جالب این نامه جایی است که می‌فرمایند: "آیا امنیت امروز استان با ناامنی های سال های 84 تا 91 قابل مقایسه است که امروز مسئولین زحمتکش استان که خود تازه چند ماهی نیست مدیریت استان را با مشکلاتش بر عهده گرفته اند اینطوری بر باد انتقاد قرار میگیرند؟"

به قول دکتر شهریاری امنیت برای چه کسی برقرار است، مردم یا اشرار؟

چرا برخی خود را به تغافل می‌زنند؟ مگر ریشه گروهکی به عریض و طویلی جندالشیطان به همان 3 ماه تصدی استانداری دکتر دهمرده برمی‌گردد؟ خاطر شریفتان هست که این گروهک در اواخر دولت هشتم تشکیل شد و حمله به پاسگاه ناهوک سراوان در 12/10/84 اتفاق افتاد یا جنایت تاسوکی در اسفند 84 رقم خورد.

وقتی عبدالمالک ریگی سر برادر زن عبدالحمید را می‌برد، می‌گوید که این سزای "مشرکین" است. آن زمان سخنی از زابلی‌ها و عملکردشان نبود یا در CD اول جنایت تاسوکی می‌گوید که حمله به مردم بی‌گناه را در پاسخ به عملکرد حکومت انجام می‌دهد. آن موقع هم سخنی از زابلی و بلوچ نبود، بلکه بعداً یک عده آدم سیاسی که از ابتدا با انتصاب دکتر دهمرده مخالف بودند به گروهک مزبور خط دادند که بگو اینها در پاسخ به عملکرد زابلی‌هاست تا اگر این جنایات برای تو آبی نداشت، برای ما نان داشته باشد، احتمالاً.

از این نمایندگان محترم باید سوال کرد که اگر همین نظرات را داشتید چرا تا یک سال قبل از این حرف‌ها نمی‌زدید؟ صداقت ایجاب می‌کند که اگر مشکلی می‌بینید زمان و مکان برای‌تان فرقی نکند مثل دکتر شهریاری که در هر دولتی، صدای ملت بوده است.

نکته دیگر این نامه آنجاست که این عزیزان نام شهیدان را با اسم شهید باشنده آغاز می‌کنند به این معنی که در ناامنی‌های اخیر از بلوچ‌ها هم به شهادت رسیده‌اند. از آنجا که نویسنده آشنایی مختصری با دکتر باشنده داشت، خوب می‌داند که وی فردی روشن‌فکر بود و شاید این روشن‌فکری او را افراد مرتجع و متحجر برنتابیده و تحمل نکرده‌اند. لذا از دستگاه‌های امنیتی می‌خواهیم تا عاملان این جنایت را دستگیر کنند تا مشخص شود که چه کسانی تحمل روشن‌فکری در بلوچستان را ندارند.

فرماندار باهوش ایرانشهر در مراسم ختم دکتر باشنده گفت: "سعی کنیم بجای نخبه کشی در منطقه نخبه‌پروری را رواج دهیم و بقول شهید بهرام باشنده امیدواریم روزی برسد که جوان بلوچ بجای تفنگ، قلم به دست گیرد."





نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تعطیلی چند ماهه وبلاگ به این خاطر بود که چشم بینا و گوش شنوایی نیست. متأسفانه یک گوش در است و دیگری دروازه. اگر گاهی هم برخی مطالب را نگاهی می‌اندازند فقط به دنبال این هستند که نکته‌ای منفی از میان آن بیابند تا شاید بشود یقه نویسنده آن را بگیرند.

+++++++++

شهادت رضا سرگزی و مقایسه‌ی واکنش ملی میان آن و حادثه اسیدپاشی در اصفهان، بار دیگر نشان داد که سیستانی محلی از اعراب ندارد. خون او آنقدر که فکر می‌کند رنگی نیست. شهروند درجه یک هم به حساب نمی‌آید.

منِ سیستانی باید بدانم که این روزها جایگاه و اهمیت هر فرد نه بر اساس لیاقت، بلکه به اندازه سهم او و قومش در انتخابات است. درست مثل عهد قدیم که اعتبار افراد بر اساس عِده و عُده طایفه یا تعداد جنگجویان قبیله‌اش بود.

همین چند روز پیش در مراسم ثبت جهانی شهر سوخته گفتند که در این شهر هیچ ابزار جنگی و سلاحی کشف نشده، آن وقت سیستانیِ عزیز چطور می‌توانی دم از جنگ‌جویان قبیله‌ات بزنی؟! اصولاً سیستانی آدم‌کش نبوده تا بتواند خواسته‌اش را از این طریق به کرسی بنشاند. یعنی از یک سو آدم بکشد، ناامنی ایجاد کند و در مقابل بتواند از حکومت باج بگیرد.

از طرف دیگر از صدقه سر سیاست دولت‌های مختلف در طول ادوار تاریخ، سیستانی‌ها همیشه در نقاط مختلف کشور آواره و متفرق بوده‌اند و دیگر جمعیتی قابل توجه از آنان در سیستان نمانده تا بشود روی رأی‌شان حساب کنند، پس سیستانی از این امتیاز نیز بی‌بهره است.

اما درسی که باید بگیریم چیست؟

درس بگیریم که از هیچ کس انتظاری نداشته باشیم و در مقابل ابزار دست فلان و بهمان هم نشویم، هزینه‌ی ندانم کاری هیچ کس را ندهیم. هر کس هر سیاستی را می‌خواهد پیاده کند، بفرماید پیاده کند، چرا من و تو هزینه‌‌ی اجرای آن بشویم.

آقایانِ همه چیزدانِ خارج از گودنشینِ تئوری‌باف، خودشان بفرمایند نظریات آزمون و خطا پایه‌ی‌شان را اجرا کنند.

سیستانی عزیز! خیلی به عقب برنگرد، فقط به خاطر بیاور تا زمانی که تو خون می‌دادی، کسی به فکر حذف عبدالمالک ریگی نیفتاد. حدادعادل رییس وقت مجلس میکروفن دکتر شهریاری را خاموش کرد تا تنها صدای این مردم به گوش کسی نرسد.

به شهادت سیدباقر حسینی در یکی از مهمترین مراکز تصمیم‌گیری گفتند که چون فلانی‌ها به زابلی‌ها حساسند، پس در مدیریت‌ها از اینها استفاده نشود. اما نگفتند پس این سیستانی‌ها چه خاکی بر سر کنند؟ لابد نیازی نیست، چون طبیعت به قدر کافی خاک بر سرشان کرده است.

خاطرت بماند وقتی هیرمند و هامون خشک شد کسی یادی هم از سیستان نکرد. اما در مقابل، خشک شدن زاینده رود و دریاچه ارومیه فریاد شد.

یاد بگیریم کاسه‌ی داغ‌تر از آش نشویم و هیزم هیچ اختلافی نگردیم. از شدت احساس وظیفه هم خودمان و دیگران را نرنجانیم.

از کسانی که به دشمن لبخند میزنند و برای دوستان شاخ و شانه می‌کشند هم نباید انتظار داشت که تو را برای 35 سال خدمت، ایثار و صداقتتت حلوا حلوا کنند.
عزیز من! اولویت‌های امنیتی ملی را تو که از محروم‌ترین نقطه ایران به غربی‌ترین نقطه آن رفتی و برای دفاع از این آب و خاک خون دادی، تعیین نمی‌کنی. جای تو را بی بی سی گرفته است. اگر بی بی سی چند برنامه راجع به خون به ناحق ریخته‌ی زابلی‌های بی‌گناه پخش کرد، آن وقت منتظر باش شاید مسئولان ارشد چند وزیر و وکیل و قاضی را مأمور کنند تا به دادت برسند، و الا ول معطلی.
این‌قدر هم نگوییم که اگر مسئولین نمی‌توانند امنیت‌مان را تأمین کنند خودمان این‌کار را می‌کنیم!
با کدام پشتوانه؟ ما نه افغانی هستیم و نه پاکستانی که یک پایمان این‌طرف باشد و یک پایمان آن‌طرف...

بپذیریم که ما خودمان هستیم و خودمان و خدایمان، همین.

 



نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 آبان 1393 :: نویسنده : ژنرال
دیروز آقای دکتر روحانی در اجتماع مردم زنجان به تشریح نظرات خویش درباره فریضه امر به معروف و نهی از منکر پرداخت که باعرض پوزش باید گفت؛ اظهارات ایشان اولا؛ در بیان موضوع «دو پهلو»!، ثانیا؛ با توجه به مختصات زمانی- یعنی ماجرای اسیدپاشی ضدانقلاب داخلی و توهم‌پراکنی دشمنان بیرونی درباره آن- «حساب‌نشده»! و ثالثا؛ در برخی از موارد با واقعیات جاری انطباق نداشت! که پرداختن به آن، اگرچه ضروری است ولی فرصت دیگری می‌طلبد.
اما، رئیس‌جمهور محترم کشورمان در همین اجتماع به یکی از «درس»ها و «عبرت‌»های عاشورا نیز اشاره کرده و گفت: «یک درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد.»
آقای دکتر روحانی یک عالم دینی، حقوقدان و اهل سیاست هستند بنابراین به خوبی می‌دانند که همیشه «اشتراک لفظی» به معنای «اشتراک‌در مفهوم» نیست و برخی از کلمات در بستر حقوقی، سیاسی و یا فنی و... به واژه‌ای تبدیل شده‌اند که با معنای لغوی آنها فاصله دارد و «مذاکره» یکی از همین نمونه‌هاست. مذاکره اگرچه به معنای گفت‌وگو و سخن گفتن با یکدیگر است ولی امروزه «مذاکره» در فرهنگ سیاسی مفهوم و معنای ویژه‌ای دارد که با معنای لغوی آن متفاوت است و به نشست طرفین دعوا برای حل اختلافات فیمابین گفته می‌شود و ماهیت آن «دادن‌و ستاندن» است. با این توضیح که دو طرف برای حل اختلافات فیمابین با یکدیگر به مذاکره می‌نشینند و امتیاز یا امتیازاتی می‌دهند تا در مقابل آن امتیاز یا امتیازاتی بگیرند. مانند مذاکرات هسته‌ای که جناب روحانی از آن با عنوان «برد-برد» یاد می‌کنند و در توضیح آن می‌گویند « مذاکرات باید هم به نفع ما باشد  و هم به نفع طرف مقابل» و تاکید می‌فرمایند که «امتیازی می‌دهیم و امتیازی می‌گیریم».
خب! با این حساب باید از جناب آقای روحانی پرسید که  آیا گفت‌وگوی حضرت امام حسین علیه‌السلام با دشمن از این نوع بود؟ و حضرت می‌خواستند امتیازی به عمرسعد بدهند! و در مقابل از او امتیازی بگیرند؟! چه کسی می‌تواند انکار کند که گفت‌وگوی سیدالشهداء علیه‌السلام با سران شرک و نفاق از نوع نصیحت و دعوت آنان به صراط‌مستقیم الهی و دست کشیدن از کفر و پلیدی بود، نه آن که حضرت با اهدای امتیاز به آنان در پی کسب امتیاز از آنها باشد، یعنی آنچه در تعریف سیاسی واژه «مذاکره» به مفهوم رایج امروزی آن آمده است!
ممکن است جناب روحانی بفرمایند که منظور ایشان نیز مفهوم مذاکره به معنای لغوی آن- یعنی گفت‌وگو با دشمن برای نصیحت آنها و نه امتیاز دادن به آنان- بوده است. که متأسفانه این عذر نمی‌تواند پذیرفتنی باشد، چرا که ایشان می‌فرمایند؛ یکی از درس‌های کربلا هم درس «تعامل سازنده»! و «مذاکره»! است  و «تعامل» چه در فرهنگ سیاسی و چه در فرهنگ لغت به مفهوم معامله کردن است یعنی «بده‌وبستان» و در فرهنگ سیاسی ترجمان دیگری از همان «مذاکره» است! و باید پرسید؛ آیا امام‌حسین علیه‌السلام در پی معامله با عمرسعد  و ابن‌زیاد  و یزید بود؟!
رئیس‌جمهور محترم بلافاصله بعد از بیان فوق به مذاکرات هسته‌ای جاری میان ایران و 5+1 می‌پردازند و از آنچه  به امام حسین(ع) تحت‌عنوان «مذاکره و تعامل سازنده» با دشمن نسبت داده‌اند، برای توجیه بینش و منش دولت محترم در مذاکرات - بینش و منش دولت در مذاکره و نه اصل مذاکرات- استفاده می‌کنند! و این نیز نشانه دیگری است از آن که منظور آقای روحانی از «مذاکره و تعامل سازنده»! در کربلا همان مفهوم سیاسی رایج آن، یعنی «بده و بستان» می‌باشد که نه فقط به شهادت تمامی اسناد تاریخی، بلکه به گواهی آنچه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) درباره قیام خویش فرموده‌اند، این بده و بستان! از ساحت مقدس کربلا و عاشورا به دور است و تعجب‌آور است که رئیس‌جمهور حقوقدان که یک روحانی و سیاستمدار نیز هستند، به این نکته بسیار بدیهی توجه نکرده‌اند!
انتظار آن بود- و هنوز هم هست- که رئیس‌جمهور محترم بر این واقعیت تأکید ورزند که بزرگترین و با اهمیت‌ترین درس عاشورا، ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان قدار و ستمکار است، حتی اگر بهای آن ایثار جان در راه خدا باشد.
مگر این کلام از سید‌الشهداء علیه‌السلام نیست که «انّی لا اری‌الموت الّا سعاده و الحیاهًْ مع‌الظالمین الّا برما- من مرگ (در راه خدا) را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران (سازش با آنها) را جز خواری نمی‌دانم».
آقای رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنان خود درباره درس‌های کربلا  و عاشورا به «قبول توبه» اشاره کرده و می‌فرمایند؛ «ما تابع همان حسینی(ع) هستیم که توبه حر را هم قبول کرد... من در جامعه کسی را نمی‌شناسم که گناهی بالاتر از گناه حر مرتکب شده باشد و (هیچ) عظیم‌الشأنی را در تاریخ بعد از پیامبر(ص) و امام علی(ع) جز اباعبدالله‌الحسین(ع) نمی‌شناسم که در برابر سری که حر برایش خم کرد، گذشت کرده و او را در آغوش کشیده باشد».
این بخش از اظهارات آقای روحانی «سخن حق» و صدالبته قابل قبولی است اما، اگر خدای نخواسته منظور آقای رئیس‌جمهور از اشاره به این فراز از تاریخ کربلا، مقایسه آن با سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 باشد که متأسفانه شواهدی از این فرض حکایت دارد، باید گفت نظر یاد شده از نوع «قیاس مع‌الفارق» است و نه فقط کمترین مشابهتی میان جناب «حر» با سران فتنه وجود ندارد، بلکه این دو ماجرا با یکدیگر تفاوتی در حد تضاد و فاصله‌ای به اندازه زمین و آسمان دارند.
اول آن که، جناب حر، کمترین اهانتی به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) روا نداشت بلکه در مقابل اعتراض حضرت خطاب به وی که مادرت به عزایت بنشیند- ثکلتک امک- در کمال ادب و خضوع عرض کرد؛ هیچکس در میان عرب چنین سخنی به من نمی‌گوید مگر آن که پاسخ می‌شنود اما، چه کنم که مادر شما، حضرت فاطمه زهرا‌سلام‌الله‌علیها است و من خود را خاکسار حضرتش می‌دانم.
دوم آن که تنها جرم جناب حر، بستن راه بر کاروان حسینی(ع) بود، که این گناه خود را روز عاشورا با توبه و ایثار جان خویش جبران کرد.
اکنون باید از آقای روحانی پرسید؛ کدامیک از عوامل و سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 کمترین شباهتی با جناب حر دارند که این «پاکدامنی و ایثار» حر را با «فساد و تباهی» سران فتنه مقایسه فرموده‌اید؟! و چنانچه منظورتان از پیش کشیدن ماجرای توبه حر و پذیرش آن از سوی امام حسین علیه‌السلام، اشاره و کنایه به سران فتنه نبوده است، این بخش از اظهارات حضرتعالی در جغرافیای سخنان دیروز شما در زنجان چه جایگاهی داشته است؟! و با چه مقصود و منظوری مطرح شده است؟! شواهد فراوانی که برخی از اظهارات و مواضع اخیر نزدیکان جنابعالی از جمله آنهاست، نشان می‌دهد منظور شما از پیش کشیدن ماجرای حر، ارتباط دادن آن با ماجرای خیانت سران فتنه بوده است که نه فقط قیاس مع‌الفارق است بلکه می‌تواند برای جنابعالی یک درس بوده و «توبه» شما را از آنچه گفته‌اید در پی داشته باشد.
و اما، جناب حر همانگونه که آقای رئیس‌جمهور اشاره کرده‌اند، از اقدام خود که با وطن‌فروشی و جنایت سران فتنه قابل قیاس نیست، توبه کرد و به مصداق آیه شریفه‌ای که «توبه‌» را با اصلاح عمل انجام شده و بیان آنچه انکار کرده‌اند- الّاالذین تابوا و اصلحوا و بینوا (160 بقره)- صداقت خود را در توبه با ایثار جان خویش امضاء کرد.
حالا باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ آیا سران فتنه از جنایت و خیانتی که مرتکب شده بودند، توبه کرده‌اند؟ که سخن از بخشش و پذیرش توبه آنها در میان باشد؟! اگرچه در هیچیک از سیستم‌های حقوقی‌ دنیا، توبه جنایتکاران مانع مجازات آنان نمی‌شود و در نظام حقوقی اسلام نیز چنین است. از این روی اظهارات جناب رئیس‌جمهور که یک عالم دینی و حقوقدان هستند، تعجب‌آور است و انتظار آن است که به صراحت اعلام کنند منظورشان سران فتنه و گذشت از جنایات آنان- آنهم بی‌آن که توبه کرده باشند- نبوده است.
و اما، درباره سخنان دیروز رئیس‌جمهور محترم گفتنی‌های دیگری نیز هست که به بعد موکول می‌کنیم و تنها خطاب به ایشان می‌گوییم «آقای روحانی از شما بعید بود»!

حسین شریعتمداری




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...