درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : ژنرال
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ژنرال زاهدان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 11 مرداد 1393 :: نویسنده : ژنرال

علی اوسط هاشمی جهت معرفی فرماندار جدید چابهار به آنجا رفته است. ظهر امروز مراسم معارفه احمد علی موهبتی با حضور جمعی از مسئولان محلی و استانی برگزار می‌شود. موهبتی که از امروز سکان هدایت فرمانداری چابهار را در اختیار می‌گیرد در دولت سید محمد خاتمی، فرماندار سراوان بوده است.

پیش از این ایرج حیدری فرماندار چابهار بود.





نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در پی ادامه جوسازی‌های برخی عناصر که از هر فرصت و تریبون پرمخاطبی برای تحریک و تهییج افکار عمومی استفاده می‌کنند لازم دیدم مطلبی را که چند ماه پیش نگارش شده باز نشر نمایم.

+++++++++++

قدیم‌ترها، یکی از شهرهای استان، نماینده‌ای جنجالی داشت که به اظهارنظرهای تندش معروف بود. شاید بشود طرح اولین بحث‌های زابلی و بلوچ را در سطح سیاسی به وی نسبت داد. او در آن زمان مطالب تندی بر علیه یکی از اقوام ساکن استان، بیان کرد.
خلاصه اینکه در یکی از دوره‌های مجلس، شورای نگهبان انتخابات را به دلیل تقلب باطل کرد. از آن روز به بعد خر مراد نیز از وی روی برگرداند و تاکنون نیز شانس به در خانه‌ی او بازنگشته است و دیگر نامی از او در فضای سیاسی استان نیست. یکی از دوستان وی سال‌ها بعد از قول او نقل می‌کرد که فلانی گفته کاش آن حرف‌ها را نمی‌زدم، شاید حالا که بخت از ما روی برگردانده، دوستان سیستانی را لااقل از دست نمی‌دادم. (نقل به مضمون)
یک‌بار نیز یکی از اعضای دوره اول شورای شهر زاهدان می‌گفت، ما در دوره‌ی اول اشتباه کردیم، تصورمان بر این بود که حالا شورای شهر را برده‌ایم و همه چیز از آن ماست و ....
القصه اینکه برخی سرمست از اقبال امروز هرگونه که می‌خواهند رجزخوانی می‌کنند و برای چند رأی و به چشم آمدن، هر چه برزبان می‌آید می‌گویند.
همیشه در بر یک پاشنه نمی‌چرخد....




نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 3 مرداد 1393 :: نویسنده : ژنرال

بهمن ماه سال گذشته بخشی از کتاب «مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران» به قلم مرحوم دکتر حسین عظیمی در خصوص سختی‌هایی که بر قوم سیستانی در منطقه «ترکمن صحرا» رفته را در همین وبلاگ منتشر کردم. مقدمه‌ای چند خطی را هم در ابتدای آن آوردم و به برخی از رنج‌هایی که گذشتگان‌مان دیده‌اند، اشاره کردم.

دیشب با خبر شدم که مطلب مزبور را یکی از دوستان چند روز پیش در سایت «شاهد فردا» منتشر کرده، اما بعد از یک ساعت مدیر سایت مزبور مجبور به حذف آن شده است.

ظاهراً عده‌ای با مدیر سایت تماس گرفته‌اند و راجع به دکتر عظیمی پرسیده‌اند و از هویت خلبانی که من در مقدمه به او اشاره کرده‌ام جویا شده‌اند و اینکه لابد قصد دارند در گلستان کاندیدای مجلس شوند!!

وقتی امشب این داستان را شنیدم به عمق آنچه دکتر عظیمی در سال 58 در آن منطقه دیده پی بردم. نمی‌دانم این مطلب به رویت آن حضرات برسد یا نه؟

اما لازم دیدم این توضیحات را بدهم؛ دکتر حسین عظیمی آرانی متولد روستای آران از توابع شهرستان کاشان است. وی در سال ۱۳۵۹ از دانشگاه آکسفورد دکترای اقتصاد گرفت. موضوع رساله او «بررسی رابطه رشد اقتصادی، توزیع درامد و فقر با توجه به مسائل ایران» بود. پس از اتمام دوره تحصیلات دکتری در انگلیس، به رغم پیشنهادهای متعدد کاری، خدمت در ایران را ترجیح داد.

او از صاحب‌نظران توسعه بود. کسانی که دستی بر آتش اقتصاد دارند او را از دردآشناترین، دلسوزترین و متعهدترین دانشمندان ایرانی این رشته می‌دانند.

خدایش رحمت کناد؛ او در اردیبهشت سال 82 دار فانی را وداع گفت و سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت در جلسه هیئت دولت از وی به عنوان انسانی اندیشمند، دلسوز، تلاشگر و مقاوم در برابر ناملایمات یاد کرد و درگذشت وی را به خانواده آن مرحوم و جامعه علمی، اقتصادی و مدیریتی کشور تسلیت گفت.

این از دکتر عظیمی؛ اما آن خلبانی بازنشسته‌ای که به آن اشاره کردم، هیچ‌گاه در گلستان زندگی نکرده و برنامه‌ای هم برای این‌کار ندارد، بلکه بنده با اشاره به داستان او خواستم بگویم که گذشتگان ما در محرومیت رشد کرده و به مدارج عالی رسیده‌اند.

خوانندگان عزیز وبلاگ می‌توانند مطلب مزبور را در اینجا مطالعه کنند و ببینند که اخلاف بعضی‌ها، چطور از مرور سختی‌هایی که بر یک قوم رفته، هراسانند، حتی با گذشت 4 دهه از آن ایام و هنوز هم چقدر قدرت دارند که می‌توانند سلیقه‌های خود را به اسم مصلحت، اعمال کرده و بر کرسی بنشانند و متن کتابی که بارها و بارها در ایران چاپ شده را خطری برای خود تلقی کنند!!!





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 مرداد 1393 :: نویسنده : ژنرال

[http://www.aparat.com/v/dAPN8]





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 مرداد 1393 :: نویسنده : ژنرال


زابل، بازکردن ورودی چاه‌نیمه، 1358
ازبالابه پایین: سیدمحمدحسین حسینی طباطبائی باشلوارجین فرمانده كمیته انقلاب اسلامی(سال61-63) حاج آقای بیانی امام جمعه سابق - آیت الله شهیدسیدمحمدتقی حسینی طباطبائی نماینده اول سیستان





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 27 تیر 1393 :: نویسنده : ژنرال




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دو هفته قبل مطلبی با عنوان "راهی برای حل دغدغه برخی افراد" نوشتم. امروز یکی از دوستان مطلب مزبور را در سایت «شاهد فردا» منتشر کرد. ذیل مطلب، فردی به نام "امیرحسین بزرگمهر" در چند کامنت، افاضاتی فرموده‌اند که لازم می‌دانم در اینجا پاسخ داده شود. کامنت‌ها در انتهای مطلب آمده که می‌توانید ببینید.

بنده بر خلاف دوستان فرهنگی که از سر کلاس درس، از عالم سیاست سر درآورده‌اند، از دستگاه سیاسی به محیط آموزشی رفته‌ام. دوستانی که وقتی دیدند از عهده مدیریت کلاس و مدرسه برمی‌آیند، گفتند لابد می‌شود شهری را هم اداره کنند، می‌توانند فرماندار شوند می‌توانند مدیرکل سیاسی شوند و ...

امیرحسین بزرگمهر فرموده‌اند اگر "نمی‌توانید کارشناسانه صحبت کنید حداقل دلاورانه سکوت کنید"!!

جناب آقای امیرحسین بزرگمهر!

باید سوال کنم شما کجای پازل سیاسی و امنیتی ایران یا استان ایستاده‌اید که برای حفظ "امنیت ملی" بنده را به "سکوت دلاورانه" دعوت کرده‌اید؟‌!

حسب اتفاق بنده چند سالی در تخصصی‌ترین بخش دستگاه سیاسی این استان کار کرده‌ام. باز هم حسب اتفاق روزی که بمب مقابل استانداری س و ب منفجر شد، 15 دقیقه قبل اتومبیلم را از چند متری همان‌جا که انفجار رخ داد، برداشتم و به خانه رفتم، باز هم حسب اتفاق چند ساعت بعد از حادثه تاسوکی از کنار محل جنایت رد شدم. بارها و بارها دقایق و ساعاتی پس از حوادث تروریستی (همچون انفجار مسجد علی بن ابیطالب (ع)، انفجار مسجد جامع زاهدان، انفجار تاسوعای چابهار، انفجار بلوار ثارا... زاهدان) از ترس اینکه مبادا دوستان و بستگانم در این حوادث شهید شده باشند، به محل حادثه رفته‌ام.

آقای بزرگمهر! فیلم آژانس شیشه‌ای را لابد به خاطر داری؟‌ آن مأمور امنیتی وقتی به حاج کاظم (پرویز پرستویی) می‌گوید: شما امنیت ملی را به مخاطره انداخته‌ای! حاج کاظم پاسخ می‌دهد: حافظ امنیت ملی برای من عباسه...

آری آقای بزرگمهر! امنیت ملی برای من، مردم سیستان هستند. مردمی که خاک، ریه‌های آنان را پر کرده است و کسی از مسئولان یاد آنها هم نمی‌کند. امنیت ملی برای من امثال شهیدان محمدرضا صیادی و جواد نوروزی هستند که صرفاً به دلیل شیعه و کارمند بودن امروز در کنار فرزندان خردسال خود نیستند. امنیت ملی برای من امثال جمشید دانایی‌فر هستند که به دلیل سیستانی بودن آزاد نمی‌شوند و به شهادت می‌رسند. تا کی امثال اینها باید هزینه‌های ندانم کاری افراد غیربومی را بدهند که با سیاست‌های نابخردانه خود هر روز گسل‌های قومی- مذهبی این استان را فعال‌تر می‌کنند؟!

امنیت ملی زمانی واقعاً به خطر خواهد افتاد که سیستان از سکنه خالی شود و افراطی‌هایی که مثل طالبان و داعش فکر می‌کنند جای آن‌ها را بگیرند.

نگارنده بهتر از شما و دوستان‌تان به استدلال‌های مخالفان تفکیک استان وقوف دارد. اما تا کی؟‌


ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 تیر 1393 :: نویسنده : ژنرال
خاکستان
اینجا سیستان است
چشمها می سوزند
ریه ها پر ز غبار
من در این اندیشه
که اگر سعدی بود
باز هم می فرمود
چون که هر بار نفس میگیری
شکر باید بکنی
چون مُمِدّ است حیاتت را این
و فرح بخشد ذات پاکت؟
*************************************
سعدیا روحت شاد
توی این شهر غریب
هر نفس چون که رود در سینه
پر گرد است و غبار
و چو بیرون آید
جانم از سرفه و از درد رساند به لبم
 
*************************************
اینجا سیستان است
شهر خاموش فراموش شده
شهر خاک و سرفه
شهر درد ریه
شهر صبر است و سکوت
 
لیک من باز در این فکر عجیب
که اگر جای خدا من بودم
چه ثوابی باید می دادم روزه مردم خاکستان را؟
می پذیرفتم آیا روزه اینان را؟
یا که باطل کرده است روزه سیستان را
گرد و خاکی که رسیده است به اعماق وجود
 
*************************************
سر این قصه دراز است ولی
دیگرم نایی نیست
و بریده است امانم سرفه
بار الها تو خودت فکری کن
بهر این خاکستان
پیشتر زانکه نه از تاک نشانی ماند
و نه از تاکستان
 
دکتر محمد  اله بخش
زابل – 25/4/1393




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شهریار زاهدان نوشت:
سیستان را از نظر تاریخی می‌شود به سه دوره  تقسیم کرد: سیستان كهن، سیستان وسطی و سیستان فعلی

سیستان کهن: شامل مرکز تمام مناطق شرق فلات ایران، نیمهٔ جنوبی و شرقی افغانستان کنونی، مناطق شمال پاکستان، کشمیر و همچنین طبق متون تاریخی، در دوران باستان، منطقهٔ تبت در ادوار طولانی متعلق به فتوحات امیران و حکام سیستانی بوده‌ است

سیستان وسطی و اصلی: شامل ولایات هلمند، زابل ، نیمروز و جنوب ولایت فراه افغانستان، منطقهٔ چمن و ارتفاعات آن در پاکستان، مثلث شمال غرب بلوچستان پاکستان و سیستان ایران شامل زهک، دشت برینگ، طبسین، بندان، شوسف، نهبندان، زابل، نصرت آباد، شوره گز، دزداب، بنجار، و..
سیستان فعلی و قانونی: که بعد از عهد نامه‌ی پاریس به دو بخش سیستان ایران و سیستان افغانستان تقسیم شده است؛ که ولایات هلمند، نیمروز و جنوب ولایت فراه جزو سیستان افغانستان و شهرستانهای زابل، هامون، زهک، هیرمند، نیمروز و شرق کویر کرمان جزو سیستان ایران محسوب می‌شوند.

درصورت استان شدن سیستان باید قسمت‌هایی از سیستان اصلی یعنی نهبندان و شوسف كه در قانون تقسیمات كشوری در دوره حكومت پهلوی از آن جدا شده و به عنوان شهرستان‌های مستقل شناخته شده و توسط خاندان علم بعنوان خط حائل برای جلوگیری از نفوذ  قبایل چپوگر سرحد بین منطقه‌ی قائنات و سیستان به  خراسان بزرگ الحاق شده مجدداً به سیستان برگردد.

ازسوی دیگر منطقه‌ی محروم گراغه، چهل كوره، سنجرآباد، چاه حسینعلی، شوره‌گز، محمدآبادشوره‌گز، حصاروئیه، حرمك و دزداب سابق از جمله مناطقی هستند كه در قانون تقسیمات كشوری تحت نام شهرستان جدید زاهدان مستقل و بدلیل داشتن موقعیت تجاری ویژه به عنوان مركز استان سیستان و بلوچستان شناخته شده است در مجموعه‌ی استان سیستان پیش‌بینی و ملحق شود. 

ازطرف دیگر چنانچه شهرستان‌های میرجاوه، كورین و خاش نیز به استان سیستان الحاق گردد می‌توان در نام آن نیز تغییراتی ایجاد و استان جدیدی بعنوان "سرحدسیستان" را به مركزیت زاهدان پیش‌بینی و تابعیت شهرستان‌های نهبندان، زابل، زهك، هیرمند، هامون، نیمروز، میرجاوه و خاش را برای تحقق آرزوهای دیرینه مردم اقدام كرد.

اگرچه درحال حاضر بخش‌های نصرت‌آباد، سفیدابه و بندان و همچنین كورین استحقاق شهرستان شدن را دارند.

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شهر چابهار علی‌رغم اهمیت فراوان ژئواستراتژیک خود، از بسیاری امکانات محروم است. متأسفانه این محرومیت در حوزه سلامت و بهداشت بیشتر به چشم می‌آید. چند سالی است که شعبه بین‌المللی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در راستای تربیت پزشک ایجاد شده و دانشجویان این رشته نیمی از سال‌های تحصیل را در چابهار و مابقی را در زاهدان می‌گذرانند. انتظار می‌رفت به تدریج با گسترش امکانات و جذب هیئت علمی، امکان ادامه تحصیل تا پایان دوره برای دانشجویان فراهم شود اما متأسفانه زمزمه‌هایی مبنی بر تعطیلی دانشگاه علوم پزشکی سینای چابهار به گوش می‌رسد. این اقدام در وهله اول سبب خواهد شد تا معدود اعضای هیئت علمی (پزشکان متخصص) شاغل در این دانشکده که تمام وقت در چابهار حضور دارند، بار هجرت بسته و از این شهر بروند، که این خود باعث می‌شود تا سطح پایین بهداشت و درمان در چابهار از این نیز پایین‌تر آید.
پس بهتر است مسئولین دولت جدید که ظاهراً توجه ویژه‌ای به اقتصاد و تجارت در چابهار دارند، اندک توجهی نیز به بهداشت و درمان مردم محروم این منطقه داشته باشند و به جای تعطیلی دانشگاه سینا، اقدام به تأسیس یک  دانشگاه علوم پزشکی در چابهار نمایند.
همه مردم که مثل بعضی‌ها قادر نیستند نیازهای درمانی و پزشکی‌شان را در تهران رتق و فتق نمایند.


در همین راستا نیز
جمعی از ریش سفیدان، معتمدین و کارمندان شهرستان چابهار طی نامه‌ای به مسئولین مربوطه خواستار جلوگیری از تعطیلی تدریجی و بی سر و صدای دانشگاه بین‌المللی پزشکی سینا و ایجاد دانشکده پرستاری و مامایی و یا مؤسسه سلامت در چابهار شدند.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 تیر 1393 :: نویسنده : ژنرال
جلسه هفته گذشته نمایندگان ادوار سیستان در مجلس با آیت ا... هاشمی رفسنجانی بازتاب‌های مثبت بسیاری داشت. بعد از مدت‌ها نمایندگان ما اندکی سیاست به خرج دادند.
این جلسه به قدری مثبت ارزیابی شد که عده‌ای احساس خطر کردند و به جهت اینکه برنامه‌های آنان در استان با خلل روبرو نشود، فردی را برای دیدار با آیت ا... هاشمی رفسنجانی عازم تهران نمودند.
علاوه بر اینها که به تازگی به تهران رفته‌اند، ظاهراً عده‌ی دیگری نیز با دیدار هفته‌ی گذشته مشکل دارند. ملاحظه بفرمایید.


دکتر شهریاری که از پاسخ مثبت آیت ا... هاشمی به برگزاری این دیدار مطمئن نبوده، در نشست خبری خود گفته که چند هفته برای این دیدار مردد بوده است. اما متأسفانه عده‌ای که معلوم نیست به دنبال چه هستند
و همیشه با اقدامات خود در صفوف نیروهای وفادار به انقلاب شکاف ایجاد و همواره ساز مخالف کوک می‌کنند (مگر آن زمان که خودشان در قدرت باشند)، این صحبت شهریاری را تیتر کرده و بر سردر روزنامه و سایت‌شان زده و به نوعی در «هوا کردن» نتایج جلسه ماضی کمک کرده‌اند؛ همان چیزی که جریان صدرالاشاره به دنبال آن است.
ملاحظه می‌کنید علی‌رغم مخالفت جریان صدرالاشاره و صاحبان روزنامه فوق با یکدیگر، این دو گروه به شدت مواضع هم را تقویت می‌کنند.




نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در ادامه‌ی جریان‌سازی خبری در خصوص نام بلوچستان، این‌بار نوبت به نماینده خاش رسید. پشنگ ریگی در نامه‌ای به دکتر روحانی آورده است: "در کنار نام سیستان نامی دیگر به عنوان بلوچستان با داشتن مشترکات فرهنگی و تاریخی و اعتقاد راسخ به آرمانهای انقلاب اسلامی به عنوان بخش ناگسسته این استان و به نوعی تاریخ ملت ایران اسلامی قرار گرفته است متاسفانه شاهدیم که برخی از دستگاهها خواسته یا ناخواسته نام بلوچستان در مکاتبات اداری حذف که این موضوع موجبات نارضایتی را به دنبال داشته..."
وی حساسیت خود به این موضوع را به حساسیت شرایط منطقه و استان [?!] حواله داده و از رییس‌جمهور خواسته است تا برای جلوگیری از بروز ناملایمات آتی
[?!]، با افراد و دستگاه‌های خاطی برخورد قانونی صورت گیرد.




نوع مطلب : امنیتی، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 تیر 1393 :: نویسنده : ژنرال

تازه امروز فهمیدم که فلسفه رمی جمرات چیست! به شیاطین اگر کاری نداشته باشی، آنها به تو کار دارند. آنها را باید با سنگ بزنی وگر نه به تو حمله می‌کنند. خصلتِ هار همین است دیگر...

به همین خاطر سنگ زدن به جمرات در زمره اعمال واجب حج است.





نوع مطلب : اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 تیر 1393 :: نویسنده : ژنرال

بسیاری از ما، نام استان کهگیلویه و بویراحمد را برای سادگی، با عنوان کهگیلویه یاد می‌کنیم یا استان چهارمحال و بختیاری را هم به عنوان چهارمحال نام می‌بریم و هیچ سوء نیتی برای حذف نام ایل بزرگ بختیاری نداریم.

برای تقریب به ذهن مثال دیگری میزنم؛ هستند کسانی که نام کمیته امداد امام خمینی (ره) را به صورت کمیته امداد خلاصه می‌کنند، آیا می‌شود که بگوییم اینها که نام امام خمینی (ره) را نمی‌برند سعی در حذف امام دارند؟ مگر می‌شود یادگار امام یعنی کمیته امداد را به کس دیگری منتسب کرد؟!

نام سیستان و نام بلوچستان تاکنون با هم عجین بوده‌اند چه در محرومیت‌ها، چه ناامنی‌ها، چه ناملایمت‌ها و ...

حالا چه شده که سر یک برگه در کمیته امداد امام خمینی (ره) عده‌ای راه افتاده‌اند و با افکار عمومی بازی می‌کنند؟!

نگارنده خود شاهد بوده که عده‌ای، در برگه‌های مرخصی یا مأموریت خود برای پر کردن محل نام استان، شیوه‌ی جالبی را اتخاذ می‌کنند که عملاً نام سیستان حذف می‌شود. حالا خوب است که سیستانی‌ها هم بیایند و چند تا از این برگه‌ها که دست‌خط افراد شناخته شده‌ای نیز باشد را منتشر کنند و دست به شانتاژگری بزنند و مظلوم‌نمایی کنند و احساسات و افکار عمومی را تحریک نمایند؟

اگر قصوری در برخی مکاتبات اداری صورت گرفته باید اصلاح شود اما با توجه به اینکه عده‌ای همیشه دنبال بهانه هستند فکر نکنم این موضوعات به همین راحتی خاتمه یابد.

در کتاب فارسی چهارم دبستان شعری داشتیم راجع به دو درخت کاج:

در کنار "خطوط سیم" پیام             "خارج از ده" دو کاج روئیدند

سالیان دراز "رهگذران"                 آن دو را چون "دو دوست" میدیدند

یکی از روزهای سرد پاییزی         زیر رگبار و "تازیانه باد"

یکی از کاج ها به خود لرزید          خم شد و روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا              خوب در حال من تامل  کن

ریشه‌هایم ز خاک بیرون است      چند روزی مرا تحمل کن

کاج همسایه گفت با تندی            مردم‌آزار از تو بیزارم

دور شو دست از سرم بردار           من کجا طاقت تو را دارم

بینوا را سپس تکانی داد                یار بی‌رحم و بی‌مروت او

سیم‌ها پاره گشت و کاج افتاد        بر زمین نقش بست قامت او

"مرکز ارتباط" دید آن روز                    انتقال پیام ممکن نیست

گشت عازم گروه پی‌جویی          تا ببیند که عیب کار از چیست

سیمبانان پس از مرمت سیم        "راه تکرار" بر خطر بستند

یعنی آن "کاج سنگ‌دل" را نیز          با تبر "تکه تکه" بشکستند

هر چند بعداً این شعر را اصلاح کردند اما بعضی‌ها باید بدانند که برای "مرکز ارتباط" مهم رفع مشکل و پیش‌گیری از تکرار آن است، پس هر دو درخت را به یک چشم می‌بیند؛ عاملی برای پارگی سیم.

اما خب اگر هرچقدر ما دست دوستی بدهیم باز هم این افراد ساز خود را می‌زنند پس چاره‌ی کار چیست تا راه تکرار بر خطر بسته شود؟

راه حل، مستقل شدن سیستان به عنوان یک استان است.

دیگر آن موقع از این مشکلات پیش نمی‌آید؛ نه این اتفاق اخیر که صدای نمایندگان بلوچستان را در آورده است و نه دیگر در رسانه‌ها می‌گویند "ربایش قهرمان شمشیربازی در سیستان" یا "شهادت یک معلم در سیستان" و ...

-----------------------------------------------

توضیح: گیومه‌های (quotation marks) به کار رفته در شعر اتفاقی نیست و برای تمثیل و تأمل است.






نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...